اگر تصمیم گرفتهاید سبک ICT را بهصورت اصولی یاد بگیرید، احتمالاً با یک مشکل مشترک روبهرو شدهاید؛ حجم بسیار زیاد دورهها، نسخههای مختلف منتورشیپ و توصیههای متناقض افراد مختلف. بعضیها میگویند فقط منتورشیپ ۲۰۲۲ را ببینید، عدهای معتقدند همهچیز از دوره ۲۰۱۶ شروع میشود و برخی نیز پیشنهاد میکنند مستقیماً سراغ ویدئوهای WENT بروید.
نتیجه این سردرگمی معمولاً یک چیز است؛ معاملهگر ماهها زمان صرف تماشای ویدئوها میکند اما هنوز نمیتواند یک تحلیل منسجم انجام دهد یا وارد معاملهای با اعتمادبهنفس شود.
واقعیت این است که هیچ دورهای بهتنهایی برای همه افراد بهترین انتخاب نیست. ترتیب صحیح یادگیری به سطح فعلی شما، تجربه معاملاتی و هدفی که از یادگیری ICT دارید بستگی دارد. اگر این مسیر را بهدرستی بچینید، میتوانید صدها ساعت در زمان خود صرفهجویی کنید و مفاهیم را بسیار عمیقتر یاد بگیرید.
در این مقاله، نقشه راه کامل دورههای مایکل هادلستون از سال ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۲ را بررسی میکنیم، تفاوت هر دوره را توضیح میدهیم و در پایان یک مسیر یادگیری مناسب برای افراد مبتدی و معاملهگران باتجربه ارائه خواهیم کرد.
چرا ترتیب مهم است؛ و اکثر افراد از کجا شروع میکنند
یکی از بزرگترین اشتباهاتی که معاملهگران تازهکار مرتکب میشوند، شروع یادگیری از جدیدترین دوره است؛ بدون اینکه مفاهیم پایه را درک کرده باشند.

این موضوع دقیقاً شبیه یادگیری ریاضیات است. اگر بدون شناخت چهار عمل اصلی سراغ انتگرال بروید، احتمالاً فقط فرمولها را حفظ میکنید و در عمل نمیتوانید مسئلهای را حل کنید. در ICT نیز شرایط مشابه است.
بسیاری از مفاهیمی که در منتورشیپ ۲۰۲۲ تنها در چند دقیقه توضیح داده میشوند، در دورههای قدیمیتر طی چند جلسه بهصورت کامل تشریح شدهاند. بنابراین اگر پایه محکمی نداشته باشید، ممکن است اصطلاحاتی مانند موارد زیر را صرفاً حفظ کنید، بدون اینکه منطق پشت آنها را درک کرده باشید:
- Market Structure
- Liquidity
- Displacement
- Fair Value Gap (FVG)
- Order Block
- Premium & Discount
- Market Efficiency
به همین دلیل بسیاری از معاملهگران بعد از چند ماه آموزش هنوز نمیتوانند تشخیص دهند که آیا بازار واقعاً تغییر ساختار داده یا فقط یک شکست کاذب رخ داده است.
رایجترین مسیر اشتباه
معمولاً افراد این روند را طی میکنند:
- مشاهده چند کلیپ کوتاه در یوتیوب یا اینستاگرام
- خرید یک دوره خلاصهشده
- مشاهده مستقیم منتورشیپ ۲۰۲۲
- حفظ کردن ستاپها
- ورود به معاملات واقعی
- ضررهای متوالی و این تصور که «ICT کار نمیکند»
در حالی که مشکل، روش یادگیری بوده است، نه خود سبک.
یادگیری مفهومی بهتر از حفظ کردن ستاپهاست
هدف مایکل هادلستون صرفاً آموزش چند الگوی ورود نیست. او تلاش میکند منطق حرکت قیمت، رفتار مؤسسات مالی و جریان نقدینگی بازار را توضیح دهد.
به همین دلیل اگر صرفاً دنبال پیدا کردن یک ستاپ آماده باشید، احتمال زیادی وجود دارد که در شرایط واقعی بازار دچار سردرگمی شوید؛ زیرا بازار همیشه دقیقاً مطابق مثالهای آموزشی حرکت نمیکند.
یک معاملهگر حرفهای ابتدا منطق بازار را یاد میگیرد و سپس از ابزارهایی مانند:
- FVG
- Order Block
- Breaker Block
- Liquidity Sweep
- Judas Swing
برای ساخت سناریوی معاملاتی استفاده میکند.
آیا همه باید از دوره ۲۰۱۶ شروع کنند؟
پاسخ کوتاه این است: خیر.
اگر سالها تجربه تحلیل تکنیکال، پرایس اکشن یا اسمارتمانی دارید، احتمالاً بسیاری از مباحث پایه را از قبل میدانید و لازم نیست تمام صدها ساعت آموزش قدیمی را مشاهده کنید.
اما اگر هنوز در تشخیص روند، ساختار بازار، نقدینگی و رفتار قیمت مشکل دارید، شروع از مباحث پایه باعث میشود مطالب بعدی را بسیار سریعتر و عمیقتر یاد بگیرید.
در واقع بهترین مسیر، یک نسخه واحد برای همه افراد نیست؛ بلکه باید براساس میزان تجربه شما انتخاب شود.
نقشه کامل دورهها به ترتیب زمانی
مایکل هادلستون طی سالهای مختلف دورههای متعددی منتشر کرده است. هر کدام از این دورهها با هدف متفاوتی تولید شدهاند و لزوماً جایگزین کامل نسخه قبلی نیستند.
یکی از اشتباهات رایج این است که معاملهگران تصور میکنند هر دوره جدید، نسخه بهروزشده و کاملتر دوره قبلی است؛ در حالی که در بسیاری از موارد، دورههای جدید صرفاً خلاصهتر شدهاند و بخشی از توضیحات مفصل گذشته در آنها حذف شده است.
به همین دلیل برای انتخاب مسیر مناسب، ابتدا باید بدانید هر دوره چه هدفی داشته و برای چه نوع مخاطبی طراحی شده است.
در ادامه، دورههای اصلی ICT را به ترتیب زمانی بررسی میکنیم و نقاط قوت و ضعف هر یک را توضیح خواهیم داد تا بتوانید بهترین مسیر یادگیری را متناسب با سطح خود انتخاب کنید.
منتورشیپ ۲۰۱۶؛ پایههای مفهومی
اگر از معاملهگران قدیمی سبک ICT بپرسید کدام دوره بیشترین تأثیر را روی درک آنها از بازار داشته است، احتمال زیادی دارد که پاسخ «منتورشیپ ۲۰۱۶» باشد. دلیل این موضوع ساده است؛ در این دوره، مایکل هادلستون زمان زیادی را صرف توضیح منطق بازار میکند و کمتر به ارائه ستاپهای آماده میپردازد.
به بیان دیگر، هدف این دوره آموزش «چگونه فکر کردن» است، نه صرفاً «کجا معامله کردن».
در بسیاری از دورههای جدید، مدرس فرض را بر این گذاشته که مخاطب با مفاهیم پایه آشناست. اما در منتورشیپ ۲۰۱۶ تقریباً همه چیز از ابتدا توضیح داده میشود؛ از نحوه شکلگیری روند گرفته تا رفتار نقدینگی، واکنش بانکها و دلیل ایجاد نواحی مهم روی نمودار.
به همین دلیل، اگرچه کیفیت تصویر و تدوین این مجموعه نسبت به دورههای جدید پایینتر است، اما از نظر محتوای آموزشی همچنان یکی از ارزشمندترین منابع برای یادگیری ICT محسوب میشود.
در منتورشیپ ۲۰۱۶ چه مباحثی آموزش داده میشود؟
اگر بخواهیم محتوای این دوره را خلاصه کنیم، میتوان آن را در چند محور اصلی قرار داد:
- درک ساختار بازار و روندها
- مفهوم نقدینگی و محل تجمع سفارشها
- رفتار بازیگران بزرگ بازار
- Premium و Discount
- Order Block
- Breaker Block
- Fair Value Gap
- نحوه انتخاب نقاط ورود و خروج
- مدیریت ریسک
- روانشناسی معاملهگری
نکته مهم این است که این مباحث با مثالهای متعدد توضیح داده میشوند؛ بنابراین حتی اگر یک مفهوم در ابتدا برایتان پیچیده باشد، معمولاً در جلسات بعدی با نمونههای واقعی بهتر آن را درک خواهید کرد.
چرا هنوز هم ارزش دیدن دارد؟
از سال ۲۰۱۶ تاکنون، بازارهای مالی تغییرات زیادی کردهاند؛ اما اصول حرکت قیمت تقریباً ثابت مانده است. مؤسسات مالی همچنان برای تأمین نقدینگی به دنبال سفارشهای معاملهگران خرد هستند و رفتار قیمت در بسیاری از شرایط، همان الگوهای گذشته را تکرار میکند.
به همین دلیل، بخش عمده مفاهیم آموزشدادهشده در این دوره هنوز کاربردی هستند و بسیاری از معاملهگران حرفهای، حتی پس از مشاهده دورههای جدید، برای مرور مباحث پایه دوباره به این مجموعه مراجعه میکنند.
البته باید توجه داشت که برخی مثالها مربوط به سالهای قبل هستند و ممکن است نمودارها قدیمی به نظر برسند، اما منطق آموزشی آنها همچنان قابل استفاده است.
کدام جلسات قابل حذفاند؟
یکی از سؤالات پرتکرار این است که آیا لازم است تمام ویدئوهای منتورشیپ ۲۰۱۶ را بدون استثنا مشاهده کنیم؟
پاسخ، خیر است.
اگر هدف شما یادگیری اصولی باشد، بهتر است روی جلساتی تمرکز کنید که مفاهیم بنیادین را آموزش میدهند. اما برخی ویدئوها بیشتر شامل مرور معاملات روزانه، تحلیلهای تکراری یا مثالهایی هستند که نقش تکمیلی دارند و در صورت کمبود زمان میتوان آنها را سریعتر مرور کرد.
بهطور کلی، این اولویتبندی پیشنهاد میشود:
اولویت | نوع جلسات | اهمیت |
بسیار بالا | مفاهیم پایه، ساختار بازار، نقدینگی، Order Block، Premium & Discount | ⭐⭐⭐⭐⭐ |
بالا | تحلیل مثالهای واقعی و تمرین عملی | ⭐⭐⭐⭐ |
متوسط | مرور معاملات روزانه و مثالهای تکراری | ⭐⭐⭐ |
پایین | بخشهایی که صرفاً برای تکرار مطالب قبلی هستند | ⭐⭐ |
نکته مهم این است که حذف جلسات نباید باعث شود زنجیره مفاهیم از بین برود. اگر احساس کردید موضوعی را بهخوبی متوجه نشدهاید، بهتر است همان بخش را دوباره ببینید تا اینکه صرفاً برای تمام کردن دوره عجله کنید.
دوره WENT
پس از مجموعههای اولیه، مایکل هادلستون محتوایی را با عنوان WENT منتشر کرد که بسیاری از معاملهگران آن را پلی میان آموزشهای قدیمی و سبک تدریس جدید او میدانند.
تمرکز این دوره بیش از آنکه روی معرفی مفاهیم جدید باشد، روی نحوه استفاده عملی از مفاهیم ICT در معاملات واقعی است. به همین دلیل، اگر هنوز درک درستی از ساختار بازار یا نقدینگی نداشته باشید، ممکن است بخشی از مطالب این دوره برایتان مبهم باشد.
در WENT معمولاً تأکید بیشتری روی موارد زیر دیده میشود:
- انتخاب سناریوی معاملاتی
- هماهنگی تایمفریمها
- تشخیص ورودهای با احتمال موفقیت بالاتر
- بررسی مثالهای واقعی بازار
- جلوگیری از ورودهای احساسی
این دوره برای معاملهگرانی که مفاهیم پایه را آموختهاند، میتواند دید عملی بهتری ایجاد کند؛ اما برای یک فرد کاملاً مبتدی، نقطه شروع مناسبی محسوب نمیشود.
یکی از اشتباهات رایج این است که افراد پس از دیدن چند ویدئوی کوتاه از شبکههای اجتماعی، مستقیماً سراغ WENT میروند. در حالی که بدون شناخت کافی از مفاهیم پایه، بسیاری از تصمیمهای معاملاتی مطرحشده در این دوره قابل درک نخواهند بود.
در بخش بعدی به سراغ منتورشیپ ۲۰۲۲ میرویم؛ دورهای که باعث شد سبک ICT دوباره در سراسر دنیا محبوب شود و بررسی میکنیم آیا این مجموعه واقعاً بهترین نقطه شروع برای همه معاملهگران است یا خیر.
منتورشیپ ۲۰۲۲؛ نسخه سادهشدهای که ICT را جهانی کرد
اگر نام ICT در سالهای اخیر بیش از هر زمان دیگری شنیده میشود، بخش بزرگی از این محبوبیت به منتورشیپ ۲۰۲۲ برمیگردد. این مجموعه باعث شد هزاران معاملهگر در سراسر جهان برای اولین بار با مفاهیمی مانند Fair Value Gap، Liquidity Sweep و Optimal Trade Entry آشنا شوند.
برخلاف دورههای قدیمی که ساعتهای زیادی صرف توضیح مبانی میشد، در منتورشیپ ۲۰۲۲ رویکرد آموزش کاملاً متفاوت است. مایکل هادلستون تلاش کرده مفاهیم را به شکلی خلاصهتر، منظمتر و کاربردیتر ارائه کند تا معاملهگر بتواند سریعتر آنها را در بازار اجرا کند.
به همین دلیل بسیاری از افراد این دوره را بهترین مجموعه ICT میدانند؛ اما این موضوع تنها بخشی از واقعیت است.
تفاوت اصلی منتورشیپ ۲۰۲۲ با دوره ۲۰۱۶
بزرگترین تفاوت این دو مجموعه در شیوه آموزش است، نه در اصل مفاهیم.
در منتورشیپ ۲۰۱۶، مدرس زمان زیادی را صرف پاسخ به سؤال «چرا؟» میکند. اما در نسخه ۲۰۲۲ بیشتر روی سؤال «چگونه؟» تمرکز دارد.
به بیان سادهتر:
منتورشیپ ۲۰۱۶
- توضیح عمیق مفاهیم
- مثالهای متعدد
- آموزش مرحلهبهمرحله
- مناسب برای ساخت پایه فکری
منتورشیپ ۲۰۲۲
- آموزش فشردهتر
- تمرکز بر اجرای معاملات
- ساختار منظمتر
- مناسب برای رسیدن سریعتر به اجرای عملی
به همین دلیل، افرادی که بدون شناخت کافی از مباحث پایه وارد منتورشیپ ۲۰۲۲ میشوند، گاهی احساس میکنند مطالب بسیار سریع بیان شده و برخی ارتباطهای منطقی بین مفاهیم برایشان روشن نیست.
مهمترین موضوعات آموزشدادهشده در منتورشیپ ۲۰۲۲
اگرچه این دوره نسبت به نسخههای قدیمی خلاصهتر است، اما تقریباً تمام مفاهیم کلیدی ICT را پوشش میدهد؛ از جمله:
- ساختار بازار (Market Structure)
- نقدینگی داخلی و خارجی
- Fair Value Gap
- Order Block
- Breaker Block
- Optimal Trade Entry (OTE)
- Kill Zones
- Judas Swing
- Premium و Discount
- سناریونویسی قبل از ورود به معامله
یکی از نقاط قوت این مجموعه، ارتباط منطقی بین این مفاهیم است. معاملهگر یاد میگیرد که بهجای استفاده جداگانه از هر ابزار، همه آنها را در قالب یک سناریوی واحد به کار بگیرد.

آیا فقط دیدن منتورشیپ ۲۰۲۲ کافی است؟
این سؤال شاید پرتکرارترین پرسش میان علاقهمندان ICT باشد.
پاسخ کوتاه این است:
اگر کاملاً مبتدی هستید، معمولاً خیر. اگر تجربه مناسبی از تحلیل بازار دارید، در بسیاری از موارد بله.
معاملهگری که سالها با پرایس اکشن، عرضه و تقاضا یا اسمارت مانی کار کرده است، معمولاً با مفاهیمی مانند روند، شکست ساختار و نواحی عرضه و تقاضا آشنایی دارد. برای چنین فردی، منتورشیپ ۲۰۲۲ میتواند نقطه شروع مناسبی باشد.
اما فردی که هنوز در تشخیص روند، ساختار بازار یا مدیریت ریسک مشکل دارد، بهتر است ابتدا زمان بیشتری برای یادگیری مبانی اختصاص دهد. در غیر این صورت، احتمال دارد صرفاً نام ابزارها را حفظ کند، بدون اینکه بداند در چه شرایطی باید از آنها استفاده کند.
مسیر پیشنهادی برای مبتدی در برابر معاملهگر باتجربه
یکی از اشتباهات رایج در فضای آموزشی این است که یک نسخه واحد برای همه معاملهگران تجویز میشود؛ در حالی که مسیر یادگیری باید متناسب با سطح تجربه هر فرد باشد.
اگر کاملاً مبتدی هستید
اگر هنوز تجربه زیادی در بازارهای مالی ندارید یا تازه با مفاهیم اسمارت مانی آشنا شدهاید، بهتر است مسیر یادگیری خود را به این شکل تنظیم کنید:
- آشنایی با مبانی بازارهای مالی و مدیریت سرمایه
- یادگیری ساختار بازار و رفتار قیمت
- مشاهده بخشهای مفهومی منتورشیپ ۲۰۱۶
- تمرین روی نمودارهای واقعی
- مشاهده منتورشیپ ۲۰۲۲
- بکتست و ثبت نتایج در ژورنال معاملاتی
این مسیر شاید زمان بیشتری نیاز داشته باشد، اما در بلندمدت باعث میشود درک عمیقتری از بازار پیدا کنید.
اگر معاملهگر باتجربه هستید
اگر چند سال سابقه معاملهگری دارید و با مفاهیم تکنیکال یا اسمارت مانی آشنا هستید، میتوانید مسیر کوتاهتری را انتخاب کنید:
- مرور مباحث پایه در صورت نیاز
- مشاهده کامل منتورشیپ ۲۰۲۲
- تمرکز روی تمرین عملی و بکتست
- بازگشت به بخشهای منتخب منتورشیپ ۲۰۱۶ در صورت وجود ابهام
این روش باعث میشود بدون صرف زمان زیاد روی مطالب تکراری، روی بخشهایی تمرکز کنید که بیشترین ارزش را برای سبک معاملاتی شما ایجاد میکنند.
اشتباهی که باید از آن دوری کنید
بعضی معاملهگران تصور میکنند هرچه دورههای بیشتری ببینند، معاملهگر بهتری خواهند شد. به همین دلیل، دهها دوره مختلف را همزمان شروع میکنند؛ از ICT گرفته تا RTM، اسمارت مانی، وایکوف و سایر سبکها.
در عمل، این کار معمولاً باعث سردرگمی، تداخل مفاهیم و ناتوانی در تصمیمگیری میشود.
تا زمانی که یک سبک را به مرحله اجرا و سودآوری نرساندهاید، بهتر است از اضافه کردن دورههای متعدد خودداری کنید. کیفیت یادگیری و تمرین، بسیار مهمتر از تعداد دورههایی است که مشاهده میکنید.
در بخش بعدی به مفاهیمی میپردازیم که بهتر است قبل از شروع دورههای ICT با آنها آشنا باشید؛ از جمله ساختار بازار و کیلزونها به وقت ایران، تا هنگام مشاهده ویدئوها درک بسیار بهتری از مثالهای مدرس داشته باشید.
مفاهیمی که باید قبل از شروع دورههای ICT بدانید
یکی از دلایلی که باعث میشود برخی معاملهگران پس از مشاهده چندین ساعت آموزش ICT هنوز نتوانند تحلیل قابل قبولی انجام دهند، ناآشنایی با چند مفهوم پایه است.
مایکل هادلستون در بسیاری از ویدئوهای خود فرض میکند مخاطب با اصطلاحاتی مانند ساختار بازار، روند، نقدینگی و سشنهای معاملاتی آشناست. بنابراین اگر این مفاهیم برایتان مبهم باشند، ممکن است ارتباط بین بخشهای مختلف آموزش را از دست بدهید.
پیشنهاد میشود قبل از ورود جدی به دورههای ICT، حداقل درک مناسبی از دو موضوع زیر داشته باشید.
ساختار بازار
تقریباً تمام سبک ICT بر پایه درک ساختار بازار (Market Structure) بنا شده است. اگر نتوانید تشخیص دهید بازار در روند صعودی، نزولی یا خنثی قرار دارد، استفاده از ابزارهایی مانند Fair Value Gap یا Order Block نیز نتیجه مطلوبی نخواهد داشت.

ساختار بازار به زبان ساده یعنی بررسی نحوه تشکیل سقفها و کفهای قیمتی و ارتباط آنها با یکدیگر. معاملهگر از طریق این ساختار متوجه میشود که قدرت در اختیار خریداران است یا فروشندگان و آیا روند فعلی همچنان معتبر است یا احتمال تغییر آن وجود دارد.
در سبک ICT معمولاً موارد زیر بهصورت مداوم بررسی میشوند:
- سقفها و کفهای مهم بازار
- شکست ساختار (Break of Structure)
- تغییر شخصیت بازار (Change of Character)
- جابهجایی نقدینگی پس از شکستها
- جهت غالب بازار در تایمفریم بالاتر
نکته مهم این است که هیچکدام از این مفاهیم نباید بهصورت مکانیکی استفاده شوند. برای مثال، هر شکست سقف یا کف الزاماً به معنای تغییر روند نیست. معاملهگر باید محل وقوع شکست، میزان قدرت حرکت، نقدینگی اطراف آن و شرایط کلی بازار را نیز در نظر بگیرد.
به همین دلیل، توصیه میشود هنگام مشاهده دورههای ICT، همزمان نمودار زنده را باز کنید و مفاهیم ساختار بازار را روی چارت تمرین کنید. این کار باعث میشود مطالب آموزشی بهمراتب بهتر در ذهن شما تثبیت شوند.
کیلزونها به وقت ایران
یکی دیگر از مفاهیم مهم در سبک ICT، Kill Zone یا بازههای زمانیای است که احتمال افزایش نقدینگی و شکلگیری حرکات مهم بازار در آنها بیشتر است.
برخلاف تصور برخی معاملهگران، ICT صرفاً روی محل ورود تمرکز ندارد؛ بلکه زمان ورود نیز اهمیت زیادی دارد. بسیاری از ستاپهایی که از نظر ساختاری صحیح هستند، اگر خارج از کیلزونها اجرا شوند، کیفیت پایینتری خواهند داشت.
مهمترین کیلزونهایی که در اکثر آموزشهای ICT به آنها اشاره میشود عبارتاند از:
کیلزون | زمان تقریبی به وقت ایران* | کاربرد |
London Open | حدود بعدازظهر | شروع ورود نقدینگی اروپا و شکلگیری حرکات اولیه |
New York AM | عصر | بیشترین حجم معاملات و ستاپهای اصلی |
New York PM | اواخر شب | ادامه روند یا آغاز اصلاح بازار |
نکته: ساعت دقیق کیلزونها در طول سال به دلیل تغییر ساعت تابستانی (DST) در اروپا و آمریکا ممکن است تغییر کند. بنابراین بهتر است پیش از معامله، زمان باز شدن بازارهای لندن و نیویورک را متناسب با تاریخ موردنظر بررسی کنید.
بسیاری از معاملهگران تازهکار تمام ساعات شبانهروز را برای معامله مناسب میدانند، در حالی که تجربه نشان میدهد بخش زیادی از حرکات کمکیفیت بازار خارج از بازههای زمانی اصلی رخ میدهد.
اگر قصد دارید سبک ICT را بهصورت جدی دنبال کنید، بهتر است برنامه معاملاتی خود را نیز با همین بازههای زمانی هماهنگ کنید. این موضوع علاوه بر افزایش کیفیت معاملات، از خستگی ناشی از رصد مداوم بازار نیز جلوگیری میکند.
جمعبندی مسیر یادگیری
اگر بخواهیم تمام مطالب این مقاله را در چند جمله خلاصه کنیم، نقشه راه پیشنهادی به این شکل است:
- ابتدا مفاهیم پایه مانند ساختار بازار، مدیریت ریسک و نقدینگی را یاد بگیرید.
- در صورت مبتدی بودن، بخشهای مفهومی منتورشیپ ۲۰۱۶ را مطالعه کنید.
- سپس منتورشیپ ۲۰۲۲ را با تمرکز بر اجرای عملی مشاهده کنید.
- همزمان روی نمودارهای واقعی تمرین و بکتست انجام دهید.
- نتایج معاملات خود را در یک ژورنال ثبت کنید و بهصورت مستمر نقاط ضعف و قوت خود را بررسی کنید.
به خاطر داشته باشید که هیچ دوره آموزشی، بدون تمرین مستمر، شما را به یک معاملهگر سودآور تبدیل نمیکند. آنچه تفاوت ایجاد میکند، کیفیت اجرای مفاهیم روی نمودار و پایبندی به یک برنامه معاملاتی منظم است.
سوالات متداول
آیا منتورشیپ ۲۰۲۲ برای شروع کافی است؟
اگر سابقه مناسبی در تحلیل تکنیکال یا اسمارت مانی دارید، معمولاً بله. اما برای افراد کاملاً مبتدی، یادگیری مفاهیم پایه و مرور بخشهایی از منتورشیپ ۲۰۱۶ میتواند درک عمیقتری از مباحث ایجاد کند.
آیا لازم است تمام دورههای ICT را ببینیم؟
خیر. هدف، درک مفاهیم و توانایی اجرای آنهاست، نه تماشای همه ویدئوها. بسیاری از معاملهگران موفق تنها بخشهایی از دورهها را که متناسب با نیازشان بوده، مطالعه کردهاند.
یادگیری ICT چقدر زمان میبرد؟
مدتزمان یادگیری به میزان تجربه قبلی، زمان تمرین و نظم فرد بستگی دارد. معمولاً چند ماه مطالعه همراه با بکتست و تمرین مستمر، نتیجه بهتری نسبت به مشاهده سریع دهها ساعت آموزش خواهد داشت.
آیا ICT برای بورس ایران هم قابل استفاده است؟
بخش زیادی از مفاهیم مربوط به رفتار قیمت، ساختار بازار و نقدینگی در بازارهای مختلف کاربرد دارند؛ اما نحوه اجرای استراتژی، ساعات معاملاتی و ویژگیهای هر بازار باید متناسب با همان بازار تنظیم شود.
جمعبندی
انتخاب ترتیب صحیح دورههای ICT، بیش از آنکه به سال انتشار دورهها وابسته باشد، به سطح دانش و تجربه شما بستگی دارد. اگر بدون شناخت مفاهیم پایه مستقیماً سراغ دورههای پیشرفته بروید، احتمالاً با حجم زیادی از اصطلاحات روبهرو میشوید که درک آنها دشوار خواهد بود.
در مقابل، اگر ابتدا پایههای ساختار بازار، نقدینگی و مدیریت ریسک را یاد بگیرید و سپس به سراغ منتورشیپهای اصلی بروید، نهتنها مسیر یادگیری کوتاهتر میشود، بلکه مفاهیم را عمیقتر درک خواهید کرد و در زمان اجرای معاملات نیز اعتمادبهنفس بیشتری خواهید داشت.