اگر مفاهیم ICT و اسمارت مانی را دنبال کرده باشید، احتمالاً با اصطلاح MMXM یا مدلهای Market Maker Buy Model (MMBM) و Market Maker Sell Model (MMSM) روبهرو شدهاید. MMXM به معاملهگر کمک میکند بهجای تمرکز روی یک ستاپ یا نقطه ورود، حرکت قیمت را به شکل یک چرخه کامل از نقدینگی تا Price Delivery بررسی کند.
در این چارچوب، مفاهیمی مانند Liquidity، FVG، Order Block، Displacement و Market Structure در کنار یکدیگر قرار میگیرند تا به یک سؤال مهم پاسخ دهند: قیمت اکنون در کدام بخش از چرخه قرار دارد و مقصد احتمالی بعدی آن کجاست؟ به همین دلیل MMXM را میتوان بیشتر از یک ستاپ ورود، چارچوبی برای درک منطق حرکت قیمت دانست.
نام The MMXM Trader نیز در سالهای اخیر با این مدل گره خورده است؛ اما Market Maker Buy/Sell Model ابداع او نیست و ریشه این مفاهیم را باید در آموزشهای Michael J. Huddleston و ICT جستوجو کرد. The MMXM Trader این مفاهیم را در چارچوب آموزشی خود سازماندهی و با مدلهای اجرایی دیگری ترکیب کرده است.
در این راهنمای چارتستان، از ساختار و منطق MMXM شروع میکنیم، MMBM و MMSM و نقش نقدینگی را بررسی میکنیم و در ادامه با روش آموزشی The MMXM Trader و جایگاه آن در اکوسیستم ICT آشنا میشویم.

مدل MMXM چیست؟
MMXM یا Market Maker Model چارچوبی برای تحلیل چرخه حرکت و تحویل قیمت است که در فضای آموزشی ICT برای بررسی Market Maker Buy Model و Market Maker Sell Model مورد استفاده قرار میگیرد.
در سادهترین حالت، MMXM تلاش میکند نشان دهد که قیمت چگونه میتواند از یک ناحیه حرکت کند، در مسیر خود نقدینگی ایجاد یا جمعآوری کند، به یک ناحیه مهم برسد و پس از شکلگیری تغییر جهت، در سمت دیگر مدل حرکت کند.
بنابراین MMXM را نباید صرفاً یک الگوی گرافیکی شبیه الگوهای کلاسیک تحلیل تکنیکال تصور کرد.
در الگوهای کلاسیک معمولاً معاملهگر به دنبال ساختاری مشخص مانند سر و شانه، مثلث یا پرچم است. اما در MMXM تمرکز اصلی روی Price Delivery و ارتباط بخشهای مختلف حرکت قیمت با یکدیگر است.
برای مثال فرض کنید بازار مدتی در حال نزول است.
در مسیر نزولی، قیمت میتواند چندین ناحیه مهم ایجاد کند، کفهای جدید بسازد و نقدینگی سمت فروش را هدف قرار دهد. در نهایت قیمت به یک ناحیه مهم در تایمفریم بالاتر میرسد و نشانههایی از تغییر رفتار بازار ظاهر میشود.
اگر شرایط لازم برای تغییر جهت فراهم شود، حرکت صعودی جدید میتواند آغاز شود.
نکته مهم اینجاست که در MMXM حرکت صعودی جدید الزاماً یک حرکت کاملاً مستقل از نزول قبلی در نظر گرفته نمیشود. معاملهگر تلاش میکند رابطه میان حرکت قبل از Reversal و حرکت بعد از Reversal را در قالب یک مدل واحد ببیند.
به همین دلیل در ساختار MMXM با دو مدل اصلی مواجه هستیم:
Market Maker Buy Model (MMBM) برای سناریوهایی که در نهایت تحویل قیمت به سمت بالا انجام میشود.
و
Market Maker Sell Model (MMSM) برای سناریوهایی که در نهایت تحویل قیمت به سمت پایین انجام میشود.
در یک Buy Model، قیمت ابتدا میتواند به سمت Sell-side حرکت کند و نقدینگی زیر کفها را هدف قرار دهد؛ سپس بعد از شکلگیری Reversal، تحویل قیمت به سمت اهداف بالاتر ادامه پیدا میکند.
Sell Model تقریباً تصویر معکوس همین ساختار است: قیمت ابتدا به سمت Buy-side حرکت میکند، نقدینگی بالای سقفها را هدف میگیرد و پس از تغییر جهت، حرکت نزولی به سمت Sell-side Liquidity شکل میگیرد. این منطق کلی در منابع آموزشی معاصر ICT نیز برای توضیح MMBM و MMSM استفاده میشود.
MMXM مخفف چیست؟
اصطلاح MMXM معمولاً به Market Maker Model و مجموعه ساختارهای Market Maker Buy/Sell Model اشاره دارد.
در این چارچوب دو اصطلاح بسیار مهم وجود دارد:
MMBM = Market Maker Buy Model
MMSM = Market Maker Sell Model
حرف X در MMXM را بهتر است یک حرف جایگزین برای جهت مدل در نظر بگیریم؛ یعنی X بسته به سناریوی مورد بررسی میتواند به Buy یا Sell اشاره کند. به همین دلیل MMXM بهصورت یک اصطلاح عمومی برای خانواده Market Maker Models استفاده میشود.
در نتیجه وقتی معاملهگری میگوید:
MMXM Model
معمولاً منظور او چارچوب کلی Market Maker Model است و سپس باید مشخص شود که ساختار مورد بررسی Buy Model یا Sell Model است.
Market Maker Buy Model چیست؟
Market Maker Buy Model یا MMBM ساختاری است که در نهایت انتظار داریم Price Delivery به سمت بالا انجام شود.
در نمای سادهشده آن، بازار میتواند ابتدا حرکت نزولی داشته باشد و به سمت Sell-side Liquidity حرکت کند. پس از رسیدن قیمت به ناحیه موردنظر و شکلگیری شرایط Reversal، جهت تحویل قیمت تغییر میکند و بازار به سمت اهداف بالاتر حرکت میکند.
بنابراین مشاهده حرکت نزولی در ابتدای یک MMBM تناقضی با ماهیت Buy Model ندارد.
اتفاقاً یکی از نکات مهم همین است:
Buy Model لزوماً با حرکت صعودی شروع نمیشود.
بخش اول مدل میتواند همان حرکتی باشد که زمینه لازم برای حرکت اصلی صعودی را ایجاد میکند.
Market Maker Sell Model چیست؟
Market Maker Sell Model یا MMSM حالت معکوس آن است.
در این مدل بازار میتواند ابتدا به سمت بالا حرکت کند و Buy-side Liquidity موجود در بالای سقفها را هدف قرار دهد. پس از رسیدن قیمت به ناحیه مهم و شکلگیری Reversal، تحویل قیمت به سمت پایین آغاز میشود و بازار به سمت اهداف Sell-side حرکت میکند.
بنابراین در نگاه MMXM نباید صرفاً با مشاهده چند کندل صعودی نتیجه بگیریم بازار در یک Buy Model قرار دارد یا با مشاهده چند کندل نزولی تصور کنیم Sell Model تشکیل شده است.
موقعیت قیمت در چرخه، نقدینگی هدف و ساختار کلی Price Delivery اهمیت بیشتری از جهت چند کندل اخیر دارد.
MMXM از کجا آمده و چه ارتباطی با ICT دارد؟
این قسمت یکی از مهمترین بخشهای شناخت MMXM است؛ زیرا در سالهای اخیر گسترش محتوای آموزشی درباره MMXM باعث شده گاهی منشأ این مدل بهدرستی بیان نشود.
ریشه Market Maker Buy Model و Market Maker Sell Model به مجموعه آموزشهای Michael J. Huddleston یا ICT برمیگردد.
در آموزشهای ICT، Market Maker Models برای توضیح ساختار تحویل قیمت و حرکت آن در دو سمت Buy و Sell مورد بررسی قرار گرفتهاند. در منابع گردآوریشده از آموزشهای ICT، درس Trading Plan Development – Volume 6 نیز به معرفی Market Maker Model اختصاص دارد و MMBM و MMSM را در کنار Price Action Modelهای مرتبط قرار میدهد.
این موضوع زمانی واضحتر میشود که سراغ ICT Price Action Models برویم.
ارتباط Price Action Model 6 و 7 با MMXM
در مجموعه Price Action Modelهای ICT، مدلهای 6 و 7 اهمیت ویژهای برای درک Market Maker Model دارند.
در منابع آموزشی مبتنی بر محتوای ICT، Price Action Model 6 روی Buy-side Curve مدلهای Market Maker تمرکز دارد و در قالب Universal Trading Model آموزش داده میشود. ایده مهم پشت این عنوان آن است که منطق مدل را میتوان روی تایمفریمهای مختلف بررسی کرد و الزاماً به یک بازار یا سبک معاملاتی خاص محدود نیست.
Price Action Model 7 سمت مکمل این ساختار را بررسی میکند.
به زبان ساده، ICT فقط یک تصویر M یا W شکل روی نمودار ارائه نمیکند؛ بلکه تلاش میکند توضیح دهد قیمت چگونه از یک سمت Market Maker Model به سمت دیگر آن Delivery انجام میدهد.
همین موضوع یکی از پایههای مهم درک MMXM است.
ممکن است یک Market Maker Model روی نمودار روزانه دیده شود و ساختار دیگری درون همان حرکت روی نمودار یکساعته یا چنددقیقهای شکل گرفته باشد.
به این ویژگی اصطلاحاً Fractal Nature یا ماهیت فراکتالی ساختار قیمت گفته میشود.
به همین دلیل معاملهگر MMXM باید بتواند بین ساختار بزرگ بازار و مدلهای کوچکتری که درون آن شکل میگیرند ارتباط برقرار کند.

منطق اصلی MMXM؛ قیمت چگونه بین نقدینگیها حرکت میکند؟
برای درک واقعی MMXM بهتر است برای چند دقیقه شکلهای آماده Market Maker Buy Model و Market Maker Sell Model را کنار بگذاریم و به منطق پشت آنها نگاه کنیم.
یکی از اشتباهات رایج در یادگیری MMXM این است که معاملهگر یک ساختار شبیه W روی نمودار میبیند و آن را Buy Model مینامد یا با مشاهده ساختاری شبیه M به دنبال Sell Model میگردد.
اما MMXM چیزی فراتر از تشخیص یک شکل روی نمودار است.
در این مدل، ما تلاش میکنیم بفهمیم قیمت چگونه نقدینگی ایجاد میکند، چگونه به سمت آن حرکت میکند، در چه نقطهای احتمال تغییر جهت وجود دارد و پس از Reversal مقصد بعدی Price Delivery کجاست.
بهصورت ساده میتوان منطق یک چرخه MMXM را در چهار مرحله اصلی خلاصه کرد:
Original Consolidation → Liquidity Engineering → Smart Money Reversal → Price Delivery
در ادامه هرکدام از این مراحل را دقیقتر بررسی میکنیم.
1. Original Consolidation؛ نقطه شروع مدل
بسیاری از مدلهای MMXM را میتوان از یک محدوده تثبیت یا Original Consolidation دنبال کرد.
در این مرحله قیمت برای مدتی در یک محدوده مشخص معامله میشود و هنوز حرکت جهتدار اصلی شکل نگرفته است.
چرا این Consolidation اهمیت دارد؟
چون درون و اطراف این محدوده، سفارشها و نقدینگی شکل میگیرند. سقفها و کفهای محدوده میتوانند به نقاطی تبدیل شوند که معاملهگران سفارشهای Stop خود را در اطراف آنها قرار میدهند.
برای مثال، اگر قیمت چند بار به یک سقف نزدیک شود، بالای این سقف میتواند Buy-side Liquidity شکل بگیرد.
به همین ترتیب، کفهای قابل مشاهده بازار میتوانند محل تجمع Sell-side Liquidity باشند.
بنابراین Consolidation را نباید فقط دورهای خنثی و بدون اهمیت در بازار تصور کرد. در نگاه MMXM، همین محدوده میتواند بخشی از زمینه لازم برای حرکت بعدی قیمت را ایجاد کند.
. Liquidity Engineering؛ ساخت و مهندسی نقدینگی
مرحله بعدی یکی از مهمترین قسمتهای MMXM است:
Liquidity Engineering
منظور از Liquidity Engineering فرآیندی است که طی آن ساختار حرکت قیمت باعث شکلگیری نقاطی میشود که سفارشها و Stopهای معاملهگران در اطراف آنها تجمع پیدا میکنند.
برای مثال تصور کنید قیمت در حال حرکت به سمت پایین است.
در طول این نزول ممکن است بازار چند حرکت اصلاحی صعودی ایجاد کند و سپس دوباره کف جدیدی بسازد.
این حرکات باعث شکلگیری مجموعهای از Swing High و Swing Lowها میشوند.
معاملهگران با مشاهده این ساختار ممکن است تصور کنند روند نزولی ادامه خواهد داشت و در اصلاحهای صعودی وارد موقعیت فروش شوند.
در نتیجه به مرور ساختاری از نقدینگی در بازار شکل میگیرد.
نکته مهم این است که در MMXM فقط نمیپرسیم:
«نقدینگی کجاست؟»
بلکه سؤال مهمتر این است:
«این نقدینگی در کدام قسمت از مدل ساخته شده و قرار است چه نقشی در ادامه Price Delivery داشته باشد؟»
این تفاوت بسیار مهم است.
دو Equal High روی هر قسمت از نمودار الزاماً ارزش یکسانی ندارند. موقعیت آنها در Market Maker Model میتواند اهمیتشان را کاملاً تغییر دهد.
3. Smart Money Reversal؛ نقطه تغییر فاز مدل
در مرحلهای از مدل، قیمت میتواند به ناحیهای برسد که زمینه تغییر جهت حرکت فراهم شود.
این بخش را میتوان Smart Money Reversal یا نقطه Reversal مدل در نظر گرفت.
برای مثال در یک Market Maker Buy Model، بازار ممکن است ابتدا به سمت پایین حرکت کند و Sell-side Liquidity را هدف قرار دهد.
اما صرفاً لمس یا Sweep کردن نقدینگی به این معنا نیست که باید فوراً وارد Buy شویم.
معاملهگر باید به رفتار قیمت بعد از رسیدن به این محدوده توجه کند.
نشانههایی مانند:
Liquidity Sweep
Displacement
Market Structure Shift
Fair Value Gap
و واکنش قیمت به یک PD Array مهم
میتوانند به ما کمک کنند بفهمیم آیا بازار واقعاً در حال تغییر فاز است یا حرکت قبلی هنوز ادامه دارد.
بنابراین Smart Money Reversal را نباید یک نقطه دقیق روی نمودار تصور کرد.
بیشتر باید آن را ناحیهای از مدل بدانیم که در آن رفتار Price Delivery شروع به تغییر میکند.
این همان جایی است که بخش اول Market Maker Model میتواند به بخش دوم آن متصل شود.
4. Price Delivery؛ حرکت قیمت به سمت مقصد بعدی
بعد از Reversal وارد بخش بسیار مهم دیگری میشویم:
Price Delivery
در این مرحله بازار شروع به حرکت در جهت جدید میکند.
اگر در یک Buy Model باشیم، Price Delivery عمدتاً به سمت اهداف بالاتر دنبال میشود و اگر Sell Model در حال شکلگیری باشد، اهداف پایینتر اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
اما این حرکت معمولاً کاملاً مستقیم نیست.
قیمت در طول مسیر میتواند بارها Retracement ایجاد کند و به نواحی قبلی بازگردد.
همینجا یکی از مفاهیم مهم MMXM ظاهر میشود:
Mitigation
قیمت هنگام حرکت در Curve میتواند به نواحی یا Inefficiencyهای باقیمانده از حرکت قبلی بازگردد و آنها را Mitigate کند.
برای مثال ممکن است بازار ابتدا با یک Displacement قدرتمند حرکت کند، یک FVG ایجاد شود و سپس قیمت قبل از ادامه مسیر به همان محدوده بازگردد.
در نگاه ساده شاید این حرکت فقط یک Pullback باشد.
اما در MMXM سؤال مهم این است که:
این Pullback در کجای Market Maker Model اتفاق افتاده است؟
اگر جایگاه آن در مدل را بدانیم، بهتر میتوانیم تشخیص دهیم که Retracement فعلی بخشی از ادامه Price Delivery است یا احتمالاً ساختار بزرگتری در حال تغییر است.
چرا تشخیص فاز MMXM اهمیت دارد؟
یکی از کاربردهای اصلی این مدل، تشخیص جایگاه فعلی قیمت است.
دو معاملهگر ممکن است دقیقاً یک Order Block یا FVG را روی نمودار ببینند، اما نتایج کاملاً متفاوتی بگیرند.
چرا؟
چون یکی از آنها فقط ناحیه را میبیند و دیگری میداند این ناحیه در کدام بخش Market Maker Model قرار گرفته است.
در MMXM همیشه باید این سؤال را از خودمان بپرسیم:
الان قیمت کجای مدل است؟
آیا Liquidity Engineering هنوز ادامه دارد؟
آیا نقدینگی هدف Sweep شده است؟
آیا Reversal تأیید شده؟
آیا در مرحله Mitigation هستیم؟
یا Price Delivery به سمت هدف مقابل در حال انجام است؟
وقتی پاسخ این سؤالها مشخص شود، مفاهیمی مثل FVG، Order Block، Liquidity و Market Structure نیز معنای دقیقتری پیدا میکنند.
و حالا که منطق پشت چرخه MMXM را میدانیم، میتوانیم وارد ساختار اصلی آن شویم و دو مدل مهم این سیستم یعنی Market Maker Buy Model (MMBM) و Market Maker Sell Model (MMSM) را بهصورت جداگانه بررسی کنیم.
Market Maker Buy Model یا MMBM چیست؟
Market Maker Buy Model (MMBM) مدل صعودی MMXM است؛ یعنی ساختاری که در نهایت انتظار داریم Price Delivery اصلی آن به سمت اهداف بالاتر بازار انجام شود.
اما نکتهای که در نگاه اول ممکن است کمی عجیب باشد این است که:
یک Market Maker Buy Model معمولاً فقط از حرکت صعودی تشکیل نشده است.
اتفاقاً برای درک Buy Model باید به حرکت نزولی قبل از Reversal نیز توجه کنیم. این حرکت میتواند زمینه ایجاد نقدینگی، رسیدن قیمت به نواحی مهم و در نهایت شکلگیری بخش صعودی مدل را فراهم کند.
به زبان ساده، MMBM را میتوان مانند یک سفر رفت و برگشت قیمت تصور کرد:
حرکت نزولی و ایجاد نقدینگی → رسیدن به محدوده Reversal → تغییر رفتار قیمت → حرکت صعودی و تحویل قیمت به سمت نقدینگی مقابل
بنابراین اگر فقط نیمه صعودی نمودار را بررسی کنیم، بخش مهمی از داستان مدل را از دست دادهایم.
ساختار Market Maker Buy Model چگونه شکل میگیرد؟
فرض کنید Context تایمفریم بالاتر از سناریوی صعودی حمایت میکند، اما قیمت در تایمفریم پایینتر در حال نزول است.
در جریان این نزول، بازار میتواند چندین Lower High و Lower Low ایجاد کند.
این ساختار در ظاهر کاملاً نزولی است و ممکن است معاملهگران بیشتری را به ورود در معاملات Sell ترغیب کند.
در همین فرآیند، Liquidity Engineering اتفاق میافتد.
در نهایت قیمت میتواند به سمت یک Sell-side Liquidity مهم حرکت کرده و نقدینگی زیر یک Swing Low یا مجموعهای از کفها را جمعآوری کند.
اما اینجا هنوز Buy Model تأیید نشده است.
این نکته بسیار مهم است:
Liquidity Sweep بهتنهایی سیگنال خرید نیست.
بعد از جمعآوری Sell-side Liquidity باید رفتار قیمت را بررسی کنیم.
اگر بازار یک حرکت صعودی قدرتمند همراه با Displacement ایجاد کند و نشانههایی از تغییر Order Flow یا Market Structure ظاهر شود، احتمال ورود بازار به فاز Reversal بیشتر میشود.
پس از آن Retracementهای قیمت میتوانند فرصتهایی برای بررسی ادامه حرکت صعودی فراهم کنند.
در نهایت Price Delivery به سمت اهداف بالاتر ادامه پیدا میکند؛ جایی که Buy-side Liquidity میتواند یکی از اهداف مهم مدل باشد.
بنابراین نمای سادهشده MMBM چنین است:
Bearish Delivery → Sell-side Liquidity → Reversal → Bullish Delivery → Buy-side Liquidity
اما در نمودار واقعی این ساختار معمولاً بسیار پیچیدهتر از این زنجیره ساده است.
Market Maker Sell Model یا MMSM چیست؟
Market Maker Sell Model (MMSM) ساختار نزولی MMXM است و میتوان آن را تصویر معکوس MMBM در نظر گرفت.
در این مدل، بازار میتواند ابتدا به سمت بالا حرکت کند.
در جریان حرکت صعودی، Swing High و Swing Lowهای مختلف شکل میگیرند و ساختار ظاهراً Bullish است.
معاملهگران بیشتری ممکن است وارد Buy شوند و Stop Loss معاملات Short قبلی نیز بالای سقفها قرار داشته باشد.
در نتیجه در بالای بازار Buy-side Liquidity شکل میگیرد.
قیمت در نهایت میتواند به سمت این نقدینگی حرکت کرده و آن را Sweep کند.
اگر این اتفاق در Context مناسب و نزدیک یک PD Array مهم رخ دهد، معاملهگر به دنبال نشانههای Reversal خواهد بود.
پس از شکلگیری Displacement نزولی و تغییر رفتار Price Delivery، بازار میتواند وارد سمت نزولی Curve شود.
نمای ساده MMSM را میتوان اینطور نشان داد:
Bullish Delivery → Buy-side Liquidity → Reversal → Bearish Delivery → Sell-side Liquidity
بنابراین همانطور که نزول اولیه در MMBM الزاماً Bearish نهایی نیست، صعود اولیه در MMSM نیز الزاماً به معنی ادامه روند صعودی نیست.
این یکی از مهمترین تغییرات ذهنی در یادگیری MMXM است.
مهمترین نکته در تشخیص MMBM و MMSM
اگر بخواهیم تمام این بخش را در یک اصل خلاصه کنیم، آن اصل این است:
جهت حرکت فعلی قیمت الزاماً جهت نهایی MMXM نیست.
بازاری که با قدرت در حال نزول است میتواند در حال تکمیل Sell-side Curve یک Market Maker Buy Model باشد.
و بازاری که با قدرت صعود میکند ممکن است در حال تکمیل Buy-side Curve یک Market Maker Sell Model باشد.
به همین دلیل معاملهگر MMXM بهجای اینکه فقط بپرسد:
«قیمت صعودی است یا نزولی؟»
سؤال دقیقتری میپرسد:
«این حرکت در کدام بخش از Market Maker Model قرار گرفته و قیمت در حال Delivery به سمت کدام نقدینگی است؟»
همین سؤال ما را به یکی از مهمترین و در عین حال کاربردیترین بخشهای MMXM میرساند:
Liquidity Engineering، Smart Money Reversal و نحوه استفاده از PD Arrayها برای پیدا کردن نقاط مهم در Curve.

اجزای اصلی مدل MMXM
مدل MMXM از چند مفهوم کلیدی تشکیل شده که در کنار هم مسیر حرکت قیمت و نقدینگی را مشخص میکنند:
- Liquidity: نقدینگی موجود در بالا یا پایین سقفها و کفهای مهم بازار.
- Liquidity Engineering: فرآیند شکلگیری ساختارهایی که باعث ایجاد و تجمع نقدینگی میشوند.
- Liquidity Sweep: جمعآوری نقدینگی در یک سمت بازار پیش از تغییر احتمالی جهت.
- Smart Money Reversal (SMR): ناحیهای که رفتار Price Delivery تغییر میکند و احتمال شروع حرکت در جهت مقابل افزایش مییابد.
- Displacement: حرکت قدرتمند قیمت پس از Reversal که میتواند نشانه تغییر Order Flow باشد.
- PD Arrays: نواحی مهمی مانند FVG و Order Block که در Retracement و ادامه حرکت قیمت نقش دارند.
- Mitigation: بازگشت قیمت به یکی از نواحی مهم ایجادشده در مسیر حرکت.
- Draw on Liquidity (DOL): نقدینگی هدف که انتظار میرود Price Delivery در ادامه به سمت آن حرکت کند.
بهطور خلاصه، منطق MMXM را میتوان اینگونه نمایش داد:
Liquidity → Sweep → Reversal → Displacement → Mitigation → Price Delivery → Target Liquidity
چطور MMXM را روی چارت پیدا کنیم؟
بعد از شناخت اجزای مدل، میتوانیم یک فرآیند ساده برای پیدا کردن MMXM روی نمودار داشته باشیم.
ابتدا از تایمفریم بالاتر شروع کنید.
- Context بازار را مشخص کنید.
ساختار بزرگتر بازار چیست و Price Delivery کلی به کدام سمت تمایل دارد؟
- Draw on Liquidity را پیدا کنید.
مهمترین Liquidity Poolهای بالا و پایین قیمت کجا هستند؟
- Dealing Range را مشخص کنید.
قیمت در Premium است یا Discount؟
- حرکت Liquidity Engineering را دنبال کنید.
آیا قیمت در حال ایجاد ساختاری است که معاملهگران را به یک سمت بازار جذب میکند؟
- منتظر Liquidity Sweep باشید.
آیا نقدینگی مهم گرفته شده است؟
- Reversal را تأیید کنید.
آیا بعد از Sweep، Displacement و تغییر Order Flow مشاهده میشود؟
- PD Array مناسب را پیدا کنید.
FVG، Order Block یا ناحیه دیگری که با مدل هماهنگ باشد کجاست؟
- Mitigation را بررسی کنید.
آیا قیمت بعد از Reversal به PD Array موردنظر بازگشته است؟
- Target را مشخص کنید.
Draw on Liquidity سمت مقابل کجاست؟
با این فرآیند بهجای اینکه روی نمودار به دنبال یک M یا W بگردیم، تلاش میکنیم داستان کامل Price Delivery را بازسازی کنیم.
The MMXM Trader کیست؟
اگر عبارت MMXM را در یوتیوب، X یا کامیونیتیهای مرتبط با ICT جستوجو کرده باشید، احتمالاً خیلی زود با نام The MMXM Trader روبهرو میشوید.
The MMXM Trader یک معاملهگر و مدرس فعال در فضای ICT Concepts است که بخش قابلتوجهی از محتوای آموزشی خود را به Market Maker Models، Liquidity، Higher Time Frame Analysis و مدلهای اجرایی مبتنی بر این مفاهیم اختصاص داده است.
خود او نیز در معرفی کانال رسمیاش، فعالیتش را در حوزه ICT Concepts تعریف میکند و خود را یک Full-time Trader و Educator معرفی کرده است.
نکته مهم این است که محبوبیت نام The MMXM Trader نباید باعث شود دو موضوع متفاوت را با یکدیگر اشتباه بگیریم:
MMXM بهعنوان یک مفهوم و Market Maker Model
و
The MMXM Trader بهعنوان یک مدرس و توسعهدهنده روشهای آموزشی مبتنی بر این مفاهیم
همانطور که در ابتدای مقاله توضیح دادیم، ریشه Market Maker Buy Model و Market Maker Sell Model را باید در آموزشهای ICT جستوجو کرد. بنابراین صحیح نیست که بگوییم The MMXM Trader مخترع MMXM بوده است.
آنچه باعث شده نام او تا این اندازه با MMXM گره بخورد، تمرکز ویژه او بر این مدلها و توسعه یک چارچوب آموزشی و اجرایی پیرامون آنهاست.
روش معاملاتی The MMXM Trader چیست؟
برای فهم روش The MMXM Trader باید یک نکته را از ابتدا بدانیم:
روش او صرفاً به پیدا کردن یک Market Maker Buy Model یا Market Maker Sell Model روی نمودار محدود نمیشود.
در محتوای آموزشی او مفاهیمی مانند:
Higher Time Frame Context
Institutional Order Flow
Liquidity
Market Maker Models
Mitigation
Premium & Discount
Ranges
PD Arrays
و مدلهای اختصاصیتر ورود و تحلیل
در کنار یکدیگر استفاده میشوند.
به همین دلیل اگر کسی فقط شکل شماتیک MMBM و MMSM را یاد بگیرد، الزاماً سیستم معاملاتی The MMXM Trader را یاد نگرفته است.
در واقع MMXM را میتوان یکی از ستونهای اصلی نگاه او به Price Delivery دانست، اما تصمیم معاملاتی از ترکیب چند لایه تحلیل ساخته میشود.
The MMXM Trader چه چیزی به آموزشهای ICT اضافه کرده است؟
این سؤال را باید با دقت پاسخ داد.
بسیاری از مفاهیم پایهای که در آموزشهای The MMXM Trader مشاهده میکنیم، از قبل در اکوسیستم ICT وجود داشتهاند:
Liquidity،
Market Maker Buy/Sell Model،
Premium & Discount،
Order Blocks،
Fair Value Gaps،
Institutional Order Flow
و مفهوم Price Delivery.
بنابراین نمیتوان تمام این مفاهیم را به The MMXM Trader نسبت داد.
کاری که او انجام داده بیشتر در نحوه سازماندهی، ترکیب و اجرای این مفاهیم قابل بررسی است.
یعنی به جای اینکه دهها مفهوم ICT بهصورت مستقل روی نمودار وجود داشته باشند، تلاش میشود آنها در قالب یک Framework مشخص برای تحلیل و Execution کنار یکدیگر قرار گیرند.
همچنین در محتوای او مدلها و اصطلاحات اختصاصیتری نیز دیده میشوند که به سیستم شخصیتر او مربوط هستند.
برای مثال در محتوای عمومی او موضوعاتی مانند:
Double Purge Theory (DPT)
BLITZ Model
The Sequence
و مدلهای مرتبط با Daily Bias و Entry
نیز آموزش داده شدهاند.
بنابراین سیستم امروزی The MMXM Trader را نباید صرفاً مترادف با «MMXM» دانست.
MMXM یکی از پایههای مهم این چارچوب است، اما سیستم آموزشی او در طول زمان گستردهتر شده است.
مدلهای تکمیلی The MMXM Trader
The MMXM Trader در کنار Market Maker Models، چارچوبهای دیگری مانند DPT، BLITZ و The Sequence را نیز در آموزشهای خود مطرح کرده است.
DPT (Double Purge Theory) بر رفتار قیمت در برابر Liquidity Sweepهای متوالی تمرکز دارد و یادآوری میکند که هر Sweep الزاماً به معنی Reversal نیست. BLITZ بیشتر یک مدل اجرایی برای پیدا کردن شرایط مناسب ورود پس از مشخص شدن Context بازار است و The Sequence نیز توالی اتفاقاتی مانند جمعآوری نقدینگی، واکنش قیمت، PD Array و مقصد بعدی Price Delivery را بررسی میکند.
این مفاهیم بخشی از تعریف اصلی MMXM نیستند و بیشتر باید آنها را مدلهای تکمیلی در سیستم آموزشی The MMXM Trader دانست. برای یادگیری MMXM، ابتدا تسلط بر MMBM، MMSM، Liquidity و Price Delivery اولویت دارد.
تفاوت MMXM اصلی ICT با روش The MMXM Trader
این بخش برای جلوگیری از یکی از مهمترین سوءبرداشتها ضروری است.
MMXM و سیستم معاملاتی The MMXM Trader دقیقاً یک چیز نیستند.
میتوان تفاوت آنها را اینگونه خلاصه کرد:
موضوع | MMXM در چارچوب ICT | روش The MMXM Trader |
پایه | Market Maker Buy/Sell Model | مبتنی بر ICT/MMXM |
هدف اصلی | درک Price Delivery | تحلیل + Execution |
Liquidity | عنصر اصلی مدل | عنصر اصلی تحلیل |
HTF Context | مهم | بسیار پررنگ |
PD Arrays | بخشی از ICT Framework | برای Location و Execution استفاده میشوند |
Mitigation | بخشی از Price Delivery | بخش مهم تحلیل و Entry |
مدلهای اختصاصی | — | DPT، BLITZ، The Sequence و… |
ماهیت | چارچوب مفهومی | سیستم آموزشی/اجرایی توسعهیافته |
بنابراین اگر هدف شما یادگیری MMXM است، بهتر است ابتدا خود Market Maker Model را یاد بگیرید.
بعد از تسلط بر MMBM و MMSM میتوانید سراغ روشهای اجراییتر The MMXM Trader بروید.
دوره The MMXM Trader شامل چه چیزهایی است؟
اینجا باید بین محتوای رایگان The MMXM Trader و برنامههای Mentorship او تفاوت قائل شویم.
در کانال عمومی او آموزشهایی درباره ICT Concepts، Premium & Discount، Daily Bias، Liquidity، Entry Models، تحلیل NASDAQ، DPT، BLITZ Model و The Sequence منتشر شده است.
در کنار محتوای رایگان، The MMXM Trader برنامههای آموزشی و Mentorship خصوصی نیز ارائه کرده است.
طبق اطلاعات منتشرشده در صفحه رسمی برنامه آموزشی او، ساختار فعلی MMXM Collective شامل کتابخانه آموزشهای پایه، محتوای آموزشی تکمیلی، جلسات Live Coaching و Community خصوصی است.
نکته مهم این است که ساختار دورهها و Mentorshipهای آنلاین ممکن است در طول زمان تغییر کند. بنابراین بهتر است هنگام معرفی دوره، بین مفاهیم ثابت آموزشی و جزئیات تجاری دوره فعلی تفاوت قائل شویم.
میخواهید MMXM را عمیقتر یاد بگیرید؟
اگر بعد از مطالعه این مقاله میخواهید MMXM را بهصورت ویدئویی و ساختارمند دنبال کنید، دوره The MMXM Trader در چارتستان در دسترس شماست. در این دوره میتوانید مفاهیم مرتبط با MMXM، نقدینگی، ساختار حرکت قیمت و مدلهای اجرایی این سبک را با جزئیات بیشتری دنبال کنید.
👉 مشاهده دوره The MMXM Trader در چارتستان
نتیجهگیری نهایی
مدل MMXM یا Market Maker Model یکی از چارچوبهای کاربردی برای درک بهتر رفتار قیمت در سبک ICT است. در این مدل بهجای تمرکز صرف بر یک نقطه ورود یا الگوی ظاهری، تلاش میکنیم چرخه حرکت قیمت را از شکلگیری نقدینگی تا Liquidity Sweep، تغییر جهت و در نهایت Price Delivery به سمت هدف بعدی دنبال کنیم. دو ساختار اصلی Market Maker Buy Model (MMBM) و Market Maker Sell Model (MMSM) نیز دو سمت اصلی این چرخه را نشان میدهند.
برای استفاده صحیح از MMXM نباید صرفاً به دنبال الگوهای M و W روی نمودار باشیم. مفاهیمی مانند Liquidity Engineering، Smart Money Reversal، Displacement، FVG، Order Block، Mitigation و Draw on Liquidity زمانی ارزش تحلیلی پیدا میکنند که جایگاه آنها را در ساختار کلی مدل بدانیم. به همین دلیل درک Context تایمفریم بالاتر و مقصد احتمالی نقدینگی، اهمیت بیشتری از پیدا کردن تعداد زیادی ستاپ روی تایمفریمهای پایین دارد.
همچنین باید میان MMXM و The MMXM Trader تفاوت قائل شویم. Market Maker Buy/Sell Model ریشه در آموزشهای Michael Huddleston و ICT دارد و نباید MMXM را ابداع The MMXM Trader بدانیم. The MMXM Trader را میتوان یکی از مدرسان فعال در اکوسیستم ICT/SMC دانست که این مفاهیم را سازماندهی کرده و آنها را با چارچوبها و مدلهای اجرایی دیگری مانند DPT، BLITZ و The Sequence ترکیب کرده است.
در نهایت، اگر قصد یادگیری MMXM را دارید، بهجای حفظ کردن شکل مدلها سعی کنید منطق حرکت قیمت بین نقدینگیها را درک کنید. از تایمفریم بالاتر شروع کنید، Draw on Liquidity را مشخص کنید، رفتار قیمت هنگام جمعآوری نقدینگی را زیر نظر بگیرید و سپس به دنبال نشانههای Reversal و Mitigation باشید. وقتی بتوانید تشخیص دهید قیمت اکنون در کدام بخش از چرخه MMXM قرار دارد و مقصد احتمالی Price Delivery کجاست، این مدل از یک الگوی ساده روی چارت به یک چارچوب واقعی برای تحلیل بازار تبدیل میشود.
سوالات متداول
آیا برای یادگیری MMXM باید دوره The MMXM Trader را ببینیم؟
خیر. مفاهیم پایه Market Maker Buy Model و Market Maker Sell Model ریشه در آموزشهای ICT دارند و برای یادگیری MMXM الزاماً نیازی به دوره The MMXM Trader نیست. با این حال، آموزشهای او میتوانند برای افرادی که قصد دارند این مفاهیم را در قالب یک چارچوب منسجمتر و همراه با مدلهای اجرایی یاد بگیرند، مفید باشند.
برای یادگیری MMXM از کجا شروع کنیم؟
بهتر است MMXM را مرحلهبهمرحله یاد بگیرید. ترتیب پیشنهادی این است:
Liquidity و Draw on Liquidity → Market Structure و Displacement → PD Arrays مانند FVG و Order Block → MMBM و MMSM → HTF Context → Mitigation و Time Frame Alignment → Entry Models
بهتر است قبل از رفتن سراغ مدلهای ورود، ابتدا منطق Price Delivery و جایگاه قیمت در Market Maker Model را بهخوبی درک کنید.
آیا MMXM همان سبک ICT است؟
MMXM را نباید یک سبک کاملاً جدا از ICT در نظر گرفت. Market Maker Buy Model و Market Maker Sell Model در آموزشهای Michael Huddleston مطرح شدهاند و بسیاری از مفاهیم مورد استفاده در MMXM مانند Liquidity، PD Arrays، Premium و Discount و Price Delivery نیز از چارچوب ICT میآیند.
تفاوت MMXM و The MMXM Trader چیست؟
MMXM یک مدل تحلیل رفتار و حرکت قیمت است، اما The MMXM Trader یک مدرس در اکوسیستم ICT/SMC است. او مفاهیم MMXM و ICT را در چارچوب آموزشی خود سازماندهی کرده و مدلهای تکمیلی مانند DPT، BLITZ و The Sequence را نیز در آموزشهایش مطرح کرده است. بنابراین نباید The MMXM Trader را خالق اولیه MMXM معرفی کرد.
آیا هر الگوی M و W روی نمودار یک MMXM است؟
خیر. شکل ظاهری M یا W بهتنهایی برای تشخیص Market Maker Model کافی نیست. برای اعتبار یک MMXM باید عواملی مانند Context تایمفریم بالاتر، Liquidity، Liquidity Sweep، Displacement، PD Arrays، Mitigation و Draw on Liquidity را در کنار یکدیگر بررسی کرد. در MMXM منطق Price Delivery مهمتر از شکل ظاهری نمودار است.